حسن مرسلوند
259
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
رشتهء چشمپزشكى به تحصيل پرداخت . همچنين برايش فرصتى پيش آمد كه توسط دوست قديميش دكتر پاتريك با دكتر هانس كاشف باسيلهاى مرض جذام آشنا شود و معلوماتى را در خصوص اين بيمارى مهلك از او كسب كند . يك سال بعد به ايران بازگشت و به همدان رفت . دكتر سعيد خان در سال 1284 خورشيدى به تهران رفت و هفت سال در پايتخت اقامت كرد . تمام اين مدّت را به طبابت و مداواى بيماران سپرى كرد . در اواخر سال 1291 خورشيدى به دعوت وكيل الملك كردستان و سيد نجم الدّين امرولهاى ، به زادگاهش سنندج رفت . دو ماه و نيم در كردستان به معالجهء بيماران پرداخت و سپس به همدان و از آنجا به تهران رفت . در تابستان 1316 خورشيدى ، بار ديگر تهران را ترك كرد و به همدان رفت . در همين ايام روزى دو نفر مأمور شهربانى به خانهاش آمده او را دستگير كردند و به زندان شهربانى تحويل دادند . بعدا معلوم شد علت دستگيرى و توقيف وى كشف نامههاى دوستانهاى بوده است كه بين او و يكى از سران عشاير كردستان ردوبدل شده است . دكتر در بازجويى گفته بود : « من به سياست و كارهاى سياسى علاقه ندارم ، اما مردم كردستان كه همنژاد من مىباشند ، براى مداوا به من مراجعه مىكنند و من هم طبق تعهد پزشكى و وظيفهء وجدانى و انسانى خود عمل مىكنم ؛ در نتيجه محبت مىكنند و برايم نامه مىنويسند و البتّه نامههاى دوستانه را بايد جواب بدهم . » مدت زندانى دكتر ، سه ماه و نه روز طول كشيد . پس از آزادى مطب را تعطيل كرد و خانهنشين شد و وقت خود را در مطالعه و نوشتن كتاب صرف كرد . در سال 1318 خورشيدى ، همسرش ربكا درگذشت و دكتر سعيد هم پس از يك دوره بيمارى در سال 1322 خورشيدى در همدان درگذشت . دكتر سعيد خان مرد مطلع و باسوادى بود . زبان عبرى و عربى و انگليسى را به خوبى مىدانست . گاهى شعر هم مىگفت و پيروز تخلص مىكرد . كتابى را به زبان كردى اورامى به نام نزانى به رشتهء نظم كشيد و در سال 1309 خورشيدى چاپ كرد . آثار او عبارتند از :